فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

148

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

ز گرد و ز پيكان هوا تيره گشت * همى آفتاب اندر آن خيره گشت عقبان رايات ، بر مفارق عساكر نصرت آيات ، همچو هماى سعادت بالها گشاده « 1 » و همچو سرو ثابت قدم در گلزار ناوردگاه ايستاده . خسرو جهانگشاى ( 79 - ر ) با سبك عنانى بادپاى عزيمت كوه سنگين دل را در ثبات سنگ سرزنش بر سر زده « 2 » ، چون روح مدبّر مملكت بنيهء انسانى قلب لشكر را محلّ استقرار ساخت و چون باد نصرت از جانب موكب ظفر قرينش وزيدن گرفته بود ، لا جرم به حكم : اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحاباً [ 30 / 48 ] از سحاب كفّ گوهربارش صاعقهء تيغ آتش آهنگ به هر صوب درخشيدن گرفت و بر طبق : وَ أَحْيَيْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً « 3 » [ 50 / 11 ] بر دشمنان مرده دل خون گرفته خون باران كرد و آفتاب تيغش از ظلمات وجود اعدا اثر نگذاشت . [ شعر ] آن شهسوار عرصهء مردى كه روز رزم * گيرد به تازيانه ز اسفنديار تيغ كوهست گاه جنگ ، كه از ابر دست او * چون برق مىجهد به يمين و يسار تيغ و جانب ميمنهء ميمون به يمن شوكت و اقتدار نويين « 4 » صاحب تمكين سليمان بيك « 5 » همچو وادى ايمن ، از چراغ اسنّه كه بر اشجار رماح بر افروخته بودند ، روشن گشت . و [ از ] دلاوران مصاف بلند نامى ، مثل بهرام بيك بيرامى و اسكندر بيك « 6 » پيلتن و محمود بيك « 7 » و ديگر امرا به شرف آفرين وَ أَصْحابُ الْيَمِينِ ما أَصْحابُ الْيَمِينِ [ 56 / 27 ] مشرّف گشتند و طرف ميسره يسار « 8 » آثار به شهامت امراى رفيع مقدار مثل : بايندر بيك و حسن آقا چلبى اوغلى و يوسف بيك « 9 » تواچى و مقصود بيك « 10 » موكول و مرجوع گشت و در منغلاى « 11 » عمر بيك « 12 » چاكر « 13 » لو و منصور بيك جكيجى « 14 » و يوسف ( 79 - پ ) بيك « 15 »

--> ( 1 ) . K : گشوده ( 2 ) . K : سر زده + و ( 3 ) . FP : فاحيينا به بلدة ميتا ، با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد ( 4 ) . F : نوبين ؛ K : نوين ( 5 ) . P : بك ؛ K : بك بيژن ( 6 ) . KP : بك ( 7 ) . KP : بك ( 8 ) . F : بسيار ( 9 ) . KP : بك ( 10 ) . KP : بك . ( 11 ) . KP : منقلاى ( 12 ) . KP : بك ( 13 ) . F : حالر ؛ P : ندارد ( 14 ) . F : حكحى ؛ P : ندارد ( 15 ) . KP : بك